از شش ماهگی که اشرار پدرش را در سن ۴۰ سالگی در راه خمین به اراک به ضرب گلوله به قتل رساندند تا قبل از پر شدن پیمانه عمر در سن ۸۷ سالگی طعم تلخ یتیمی، محرومیت و فقر را با سلول سلول وجودش چشید. زندگی در خاندان علم و تقوا وی را چنان آبدیده، پخته، مقاوم و باهوش کرد که مرزهای فقه جواهری را در جوانی درنوردید و فقه پویای شیعه را در میان سالی از درون سینه ها و اندیشه ها به عرصه سیاست و حکومت آورد و موفق شد منحصربه فردترین مدل حکومت شیعه در جهان را در قالب نظام جمهوری اسلامی به رخ جهانیان بکشد.

به گزارش ایسنا، روزگار دست نوازشگر پدر را از شش ماهگی از  سر سید روح الله برداشت اما دست پر مهر و کلام دلربای پدرانه اش چنان سر و دل میلیونها محروم و مستضعف در سراسر جهان  را نوازش کرد که جوانان مست و لایعقل را از دامن رقاصه ها و عشرتکده ها به میدان رزم برد تا نهال اسلام ناب محمدی را با از خود گذشتگی آنان بیمه کند.

بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران از چنان بصیرت و دانایی برخوردار بود که علاوه بر تدبیر و روشن بینی طی سالهای حیاتش به فکر  سالها و قرنهای پس از حیاتش هم بود. رهبری که در اوج قدرتش بر جانها و جسم های میلیون ها ایرانی برای نوشتن وصیت نامه اش دو بار دست به قلم شد. اول بار در  تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۶۱ خلاص همه توصیه ها، وصیت ها و پیام های حیاتش را نوشت و نزد خبرگان اولین دوره مجلس خبرگان رهبری گذاشت اما پنج سال بعد در مورخ ۱۹ آذر ۱۳۶۶ مورد بازنگری قرار داد و این بار نسخه ای از آن را نزد مجلس خبرگان رهبری و آستان مقدس رضوی گذاشت.

اگرچه پزشکان علت مرگ امام خمینی (ره) را سرطان معده اعلام کردند اما ایشان سالها با مشکل قلبی و آثار ناشی از این بیماری دست و پنجه نرم کردند. چندین بار در بیمارستان قلب بستری شدند و حتی در فروردین سال ۱۳۶۵ با ایست کامل قلبی تا یک قدمی مرگ رفتند اما با آخرین شوک الکتریکی، پروردگار تبارک و تعالی فرصت دیگری به او داد.

رهبر فقید انقلاب اسلامی وصیت نامه سیاسی – الهی شان را در دو بخش مقدمه و متن نوشتند.

ایشان در مقدمه این وصیت نامه هدف از انقلاب اسلامی این چنین توضیح دادند: «اسلام و حکومت اسلامی پدیدۀ الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‏کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند و مکتبی است که برخلاف مکتبهای غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است. ا

امام راحل در ادامه نوشتند: «اینک که به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه‏ریزی شده، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است، بر ملت عظیم‏الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، که انبیای عظام از آدم ـ علیه السلام ـ تا خاتم‏النبیین ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ در راه آن کوشش و فداکاری جان فرسا نموده‏اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضۀ بزرگ باز نداشته و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمۀ اسلام ـ علیهم صلوات اللّه‏ ـ با کوششهای توان فرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده‏اند و امروز بر ملت ایران، خصوصاً، و بر جمیع مسلمانان، عموماً، واجب است این امانت الهی را که در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقایآن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند و امید است که پرتو نور آن بر تمام کشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با یکدیگر تفاهم در این امر حیاتی نمایند و دست ابرقدرتهای عالمخوار و جنایتکاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان کوتاه نمایند.»

بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در بخش مقدمه وصیت نامه به بررسی ریشه های تهدید کننده نظام پرداختند و نوشتند:«اینجانب که نفس های آخر عمر را می‏کشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه در حفظ و بقای این ودیعۀ الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی که آن را تهدید می‏کنند، برای نسل حاضر و نسل های آینده عرض می‏کنم و توفیق و تأیید همگان را از درگاه پروردگار عالمیان خواهانم. بی‏تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملت می‏داند و نسل های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن انگیزۀ الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.»

ایشان در قالب توصیه به نسلهای حاضر و آینده خطاب  به همه سرمایه های اجتماعی و کارگزاران و مسوولان سیاسی کشور هشدار دادند: «اینجانب به همۀ نسلهای حاضر و آینده وصیت می‏کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت اللّه‏ برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزۀ الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی‏جهت نیست که بوقهای تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده‏های بومی آنان تمام توان خود را صرف شایعه‏ها و دروغهای تفرقه‏افکن نموده‏اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می‏کنند. بی انگیزه نیست سفرهای دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه. و مع‏الأسف در بین آنان از سردمداران و حکومتهای بعض کشورهای اسلامی، که جز به منافع شخص خود فکر نمی‏کنند و چشم و گوش بسته تسلیم امریکا هستند دیده می‏شود؛ و بعض از روحانی نماها نیز به آنان ملحقند.»

امام خمینی (ره) از توطئه‏های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‏های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‏خورد، تبلیغات دامنه‏دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که ۱۴۰۰ سال قبل وضع شده است نمی‏تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است، و در عصر حاضر نمی‏شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند، و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت‏آمیز به گونۀ طرفداری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سر و کار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور می‏کند، و حکومت و سیاست و سررشته‏داری برخلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است، چه اینها تمام برای تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلک انبیای عظام است! و مع‏الأسف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحانیان و متدینان بیخبر از اسلام تأثیر گذاشته که حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابۀ یک گناه و فسق می‏دانستند و شاید بعضی بدانند! و این فاجعۀ بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود.

رهبر فقید انقلاب اسلامی تصریح کردند: «گروه اول که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خود را به بی‏اطلاعی می‏زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجروی ها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابۀ آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود.»

امام امت ادامه دادند: «اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعی باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل باید جلوگیری شود، امروز چون قرن اتم است آن روش کهنه شده و ادعای آنکه اسلام با نوآوردها مخالف است ـ همان سان که محمدرضا پهلوی مخلوع می‏گفت که اینان می‏خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند ـ یک اتهام ابلهانه بیش نیست زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات و ابتکارات و صنعتهای پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ‏گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام و قرآن مجید است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه‏ای می‏گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس‏بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرقزدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می‏کنند.»

ایشان با تبیین ویژگی های دسته دوم این چنین وصیت کردند: «و اما طایفۀ دوم که نقشۀ موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می‏دانند. باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول‏اللّه‏ ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله ـ آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی ـ سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده. پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومتهای جهان لکن با انگیزۀ بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اول اسلامی حکومتهای وسیع داشته‏اند و حکومت علی‏بن ابیطالب ـ علیه‏السلام ـ نیز با همان انگیزه، به طور وسیعتر و گسترده‏تر از واضحات تاریخ است. و پس از آن بتدریج حکومت به اسم اسلام بوده؛ و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اکرم ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله ـ بسیارند.»

مشروح وصیت نامه سیاسی – الهی بنیانگذار جمهوری اسلامی را در اینجا بخوانید.

انتهای پیام