چگونه صنایع دفاعی ایران محاسبات آمریکا و متحدانش را برهم زد؟
تولید پهپادها، که یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی نامتقارن ایران بشمار می رود، به سطحی رسیده که حتی برخی ارزیابیهای غربی نیز سرعت بازسازی آن را فراتر از انتظار اولیه توصیف کردهاند؛ در حوزه موشکی هم با وجود آسیب به برخی تأسیسات روزمینی، بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای ذخیرهسازی و پرتاب زیرزمینی حفظ شده و امکان پاسخگویی همچنان وجود دارد. این دستاوردها تصادفی نیست بلکه نتیجه سالها سرمایهگذاری روی نیروی انسانی متخصص، شبکهسازی صنعتی و تبدیل تحریم به فرصت است.

به گزارش خبرویژه به نقل از ایرنا، در شرایطی که آمریکا و برخی متحدان منطقهایاش با اتکا به روایتهایی از فروپاشی توان دفاعی ایران، سیاست فشار حداکثری و تهدید نظامی را پیش بردند، واقعیتهای میدانی و صنعتی چیز دیگری را نشان داد. جمهوری اسلامی ایران نهتنها در برابر این فشارها تسلیم نشد، بلکه با اتکا به ظرفیتهای بومی، صنایع دفاعی خود را تقویت کرد و ثابت کرد که برخلاف تصورات دشمنان، همچنان حرفهای جدی برای گفتن در عرصه دفاعی دارد.
جنگهای اخیر و تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی آمریکا علیه ایران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا سیاست «فشار حداکثری» و تهدید به حمله نظامی میتواند اراده ملی و توان دفاعی یک کشور را درهم بشکند یا خیر؟ پاسخ میدانی و صنعتی ایران به این پرسش، منفی بوده است. در حالی که برخی محافل غربی و عربی با خوشبینی بیش از حد، فروپاشی یا حداقل فلج شدن توان دفاعی ایران را پیشبینی میکردند، ولی آنچه رخ داد چیزی متفاوت در تصورات این کشورها بود؛ تداوم تولید، افزایش خودکفایی و حفظ بازدارندگی.
از وابستگی تا خودکفایی ۹۰ درصدی
یکی از نقاط قوت راهبردی ایران در سالهای اخیر، حرکت شتابان به سمت خودکفایی در صنایع دفاعی بوده است. براساس اظهارات رسمی مقامات وزارت دفاع، ایران امروز بیش از یکهزار نوع سلاح، تجهیزات و مهمات را بهصورت بومی تولید میکند و نرخ خودکفایی این صنعت به حدود ۹۰ درصد رسیده است. این رقم در مقایسه با وابستگی نزدیک به ۹۰ درصدی پیش از انقلاب اسلامی، نشاندهنده یک تحول ساختاری عمیق است.
تحریمهای طولانیمدت که قرار بود صنعت دفاعی ایران را فلج کند، در عمل به موتور محرک بومیسازی تبدیل شد. شبکهای متشکل از حدود ۹۳۰۰ شرکت دانشبنیان و خصوصی در زنجیره تأمین این صنعت مشارکت دارند و بخش قابلتوجهی از قطعات و زیرسامانهها در داخل کشور تولید میشود. این ساختار غیرمتمرکز و انعطافپذیر، یکی از دلایل اصلی مقاومت صنعت دفاعی در برابر حملات هوایی و محدودیتهای تحریمی بوده است.
مقامات دفاعی ایران تأکید کردهاند که تولید برخی اقلام استراتژیک، بهویژه در حوزه پهپاد و موشک، در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ و درگیریهای سال ۱۴۰۵، تقریباً دو برابر و در برخی موارد چند برابر شده است. این جهش تولید در شرایطی رخ داد که دشمنان انتظار داشتند زیرساختهای صنعتی ایران آسیب جدی دیده و روند بازسازی طولانی شود.
تولید در دل جنگ؛ جهش صنایع دفاعی
یکی از نکات قابلتوجه، تداوم و حتی افزایش تولید در جریان درگیریهاست. گزارشهای رسمی حاکی از آن است که خطوط تولید برخی سامانههای کلیدی نهتنها متوقف نشد، بلکه با بهرهگیری از ظرفیتهای پراکنده و زیرزمینی، سطح تولید نیز بالا رفته است. رونمایی از خطوط تولید زیرزمینی و بازدید مقامات ارشد نظامی از این مراکز، پیامی روشن به بیرون مخابره کرد؛ “صنعت دفاعی ایران صرفاً روی کاغذ خودکفا نیست، بلکه در عمل نیز قابلیت استمرار دارد”.
در حوزه پهپادها، که یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی نامتقارن ایران بشمار می رود، تولید به سطحی رسیده که حتی برخی ارزیابیهای غربی نیز سرعت بازسازی آن را فراتر از انتظار اولیه توصیف کردهاند. در حوزه موشکی نیز، با وجود آسیب به برخی تأسیسات روزمینی، بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای ذخیرهسازی و پرتاب زیرزمینی حفظ شده و امکان پاسخگویی همچنان وجود دارد. لازم به ذکر است که این دستاوردها تصادفی نیست. نتیجه سالها سرمایهگذاری روی نیروی انسانی متخصص، شبکهسازی صنعتی و تبدیل تحریم به فرصت است. ایران از مرحله کپیبرداری و مهندسی معکوس در برخی حوزهها عبور کرده و به مرحله نوآوری و طراحی بومی رسیده است؛ واقعیتی که حتی منتقدان غربی نیز بهطور ضمنی آن را میپذیرند.
اعتراف رسانههای غربی به ناکامی فشار حداکثری
نکته جالب توجه آن است که بخش قابلتوجهی از رسانهها و اندیشکدههای غربی نیز نتوانستهاند ناکامی راهبرد فشار حداکثری و تهدید نظامی را انکار کنند. رسانه ” نیویورکتایمز” در گزارشهایی به نقل از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نوشته است که ایران بخش عمدهای از قابلیتهای موشکی خود را حفظ کرده و بسیاری از سایتهای پرتاب و ذخیرهسازی زیرزمینی دوباره عملیاتی شدهاند. برخی برآوردها حاکی از آن است که حدود ۷۰ درصد از موجودی موشکی پیش از جنگ همچنان در اختیار نیروهای مسلح ایران است.
همچنین رسانه های “فارین افرز و گاردین” نیز در تحلیلهای جداگانه خود، جنگ و فشار حداکثری را بهعنوان یک بنبست استراتژیک برای واشنگتن توصیف کردهاند. آنها تأکید کردهاند که آمریکا نتوانسته است برنامه موشکی ایران را نابود کند، رژیم را وادار به تسلیم نماید یا بازدارندگی تهران را از بین ببرد. “مجله نیویورکر” نیز صراحتاً نوشته است که پس از شش ماه، آمریکا در حال باختن به ایران است و اهداف اولیه اعلامشده محقق نشده است.
این اعترافات رسانهای، در حالی مطرح میشود که روایت رسمی آمریکا تلاش دارد تصویری از موفقیت کامل ارائه دهد. واقعیت اما چیز دیگری است. “فشار حداکثری اقتصادی نتوانست اراده ایران را بشکند و تهدید نظامی نیز به دلیل هزینههای بالای آن و حفظ قابلیت پاسخگویی ایران، به ابزار مؤثری برای وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای یکجانبه تبدیل نشد.
تحلیلگران غربی همچنین به سرعت بازسازی صنایع دفاعی ایران اشاره کردهاند. گزارشهای اندیشکدههایی مانند CSIS نشان میدهد که ایران با وجود آسیبها، توانسته است تولید پهپاد را سریعتر از انتظار از سر بگیرد و شبکههای تأمین خود را تطبیق دهد. این موضوع، خلاف پیشبینیهایی است که فروپاشی سریع توان صنعتی ایران را انتظار داشتند.
محاسبات اشتباه متحدان منطقهای آمریکا
بخشی از خوشبینی نسبت به ناکارآمدی دفاعی ایران، از سوی برخی کشورهای عربی حامی سیاستهای آمریکا در منطقه نیز وجود داشت. این کشورهای عربی با تصور اینکه ایران پس از حملات متوالی دیگر توان پاسخ مؤثر نخواهد داشت، از تشدید فشارها حمایت کردند. اما آنچه رخ داد، نشان داد که این محاسبات نادرست بوده است. ایران نهتنها توانست قابلیت بازدارندگی خود را حفظ کند، بلکه با نمایش تداوم تولید و آمادگی عملیاتی، این پیام را مخابره کرد که هرگونه ماجراجویی جدید با پاسخ متناسب روبهرو خواهد شد. این واقعیت، معادلات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کرده و نشان داده است که اتکا صرف به قدرت هوایی و تحریم اقتصادی، برای تغییر رفتار یک بازیگر مقاوم کافی نیست.
از سوی دیگر، هزینههای اقتصادی و امنیتی این درگیریها برای کشورهای منطقه نیز قابلچشمپوشی نبوده است. اختلال در امنیت کشتیرانی، افزایش هزینههای بیمه و نااطمینانی سرمایهگذاری، همگی پیامدهای جانبی سیاستهایی است که با هدف تضعیف ایران طراحی شده بود، اما هزینههای آن دامنگیر کل منطقه شد. این نکته نیز حائز اهمیت است، تحولات اخیر نشان میدهد که ایران برخلاف تصور دشمنان، حرفهای جدی برای گفتن در عرصه دفاعی دارد. خودکفایی صنعتی، پراکندگی و عمق استراتژیک تأسیسات، و حفظ قابلیت پاسخگویی، مجموعهای از عوامل هستند که بازدارندگی ایران را همچنان معتبر نگه داشتهاند.
آمریکا و متحدانش با وجود بهکارگیری ابزارهای نظامی و اقتصادی گسترده، نتوانستند به اهداف اعلامشده خود برسند. این ناکامی، صرفاً یک شکست تاکتیکی نیست؛ بلکه نشاندهنده محدودیتهای ساختاری راهبرد فشار حداکثری در مواجهه با کشوری است که اراده مقاومت و ظرفیت بومیسازی را همزمان در اختیار دارد. برای جمهوری اسلامی ایران، این تجربه بار دیگر اهمیت اتکا به توان داخلی را اثبات کرد. صنایع دفاعی که روزگاری وابسته بودند، امروز به یکی از ارکان اقتدار ملی تبدیل شدهاند. این دستاورد، نه در شرایط آرامش، بلکه در دل تحریم و جنگ به دست آمده و به همین دلیل ارزشمندتر است. در نهایت، آنچه ایران تا به امروز از خود نشان داده، پیامی روشن برای آینده دارد؛ هرگونه محاسبه مبتنی بر فروپاشی یا تسلیم توان دفاعی این کشور، محاسبهای اشتباه است. ایران همچنان میتواند از خود دفاع کند و هزینههای سنگینی بر مهاجمان تحمیل نماید. این واقعیت، باید مبنای هرگونه ارزیابی واقعبینانه از معادلات امنیتی منطقه باشد.