چرا بورس قرمزپوش شد؟ ۵ دلیل اصلی ریزش بازار سهام
بورس تهران در هفتهای که گذشت، پس از چند ماه بازدهی امیدوارکننده، ناگهان در مسیر نزولی قرار گرفت و تحت تاثیر تشدید ریسکهای سیاسی و امنیتی، یکی از سختترین هفتههای خود را پشت سر گذاشت.
به گزارش خبر ویژه؛ روز گذشته شاخص کل بورس با ریزش ۲۷ هزار واحدی در پایان معاملات هفته به ۴ میلیون و ۸۹۶ هزار واحد رسید. رقمی که افت ۳۰ هزار واحدی بازار را به نمایش گذاشت. در آخرین روز معاملات، ارزش بازار سهام ۳۵.۸ هزار میلیارد تومان اعلام شد. در آن روز میزان خروج پول حقیقیها از سهام، حق تقدمها و صندوقهای سهامی ۲۶۷۷ میلیارد تومان بود. در مقابل ۶۱۷ میلیارد تومان پول سرمایهگذاران حقیقی وارد صندوقهای درآمد ثابت، ۶۲۸ میلیارد تومان وارد صندوقهای طلا و ۳۵ میلیارد تومان وارد صندوقهای نقره شد. ارزش دلاری بازار در پایان معاملات روز گذشته به ۸۶ میلیارد دلار کاهش یافت؛ ارزش ریالی بورس تهران نیز ۱۴.۲ هزار همت گزارش شد. «اعتماد» در گفتوگو با تحلیلگران بازار سرمایه به بررسی وضعیت بازار در یک هفته گذشته پرداخت و از نگاه آنها بازار شیشهای هفته آینده را پیشبینی کرد.
بورس در اسارت نااطمینانی
از نگاه گروهی از تحلیلگران بازار سرمایه، بورس تهران این روزها بیش از آنکه از صورتهای مالی و متغیرهای اقتصادی اثر بپذیرد، درگیر نااطمینانیهای سیاسی و مداخلات دستوری است؛ شرایطی که منطق کشف قیمت را مختل کرده و بورس را به بازاری خبرمحور و هیجانی تبدیل کرده است. محدودیتهایی مانند دامنه نوسان، به جای کاهش ریسک، نقدشوندگی را تضعیف و صفهای خرید و فروش را تشدید کردهاند.
سید محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با «اعتماد» درباره اخباری که این روزها بازار سرمایه را تکان داده، سخن میگوید. از نگاه او، در بازاری که هر خبر سیاسی میتواند در چند دقیقه مسیر معاملات را عوض کند، دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر نسبتهای مالی، سودآوری شرکتها یا حتی روندهای تکنیکال برای آینده تصمیم گرفت. مساله امروز بورس فقط افت یا رشد شاخص نیست؛ مساله، از کار افتادن تدریجی منطق تصمیمگیری در بازاری است که باید محل کشف قیمت، تخصیص بهینه سرمایه و سنجش انتظارات فعالان اقتصادی باشد. وقتی نااطمینانیهای شدید منطقهای، ریسکهای سیستماتیک و مداخلات دستوری همزمان بر بازار سایه میاندازند، نتیجه نه تعادل، بلکه فرسایش اعتماد، قفل شدن نقدشوندگی و گسترش رفتارهای تودهوار است. سید محمدرضا اعلمی میافزاید: «بازار سرمایه ایران این روزها در چرخهای از نااطمینانی گرفتار شده که فراتر از نوسانات عادی اقتصاد کلان است.
امروز بورس بیش از آنکه تجلی خرد جمعی تحلیلگران برای ارزشگذاری داراییها باشد، به تالاری برای خبرخوانی و واکنشهای هیجانی تبدیل شده است. شاخص کل که قرار بود دماسنج سلامت اقتصاد باشد، به دلیل تغییرات رفتاری معاملهگران، درهمتنیدگی با ریسکهای سیستماتیک و نیز اختلالاتی که از ناحیه قواعد ریزساختاری به بازار تحمیل میشود، دقت خود را از دست داده و دیگر لزوما بازتابدهنده واقعیتهای بنیادی شرکتها نیست.» یکی از آسیبهای جدی مدیریت کنونی بازار، از نگاه این کارشناس بازار سرمایه «اتکای مفرط به ابزارهای سنتی و مداخلهگری قهری است. رویکردی که تلاش میکند با استفاده از اهرمهایی نظیر دامنه نوسان، جلوی اصلاح قیمتها را بگیرد، در عمل نتیجهای جز قفلشدگی معاملات، تعمیق صفها و تشدید رفتارهای هیجانی نداشته است. این ذهنیت که میتوان با دستورالعملهای محدودکننده، مانع از افت بازار شد، ناشی از درک ناصحیح از مکانیسم کشف قیمت است.» او ادامه میدهد: «وقتی مکانیزم بازار با محدودیتهای دستوری سرکوب میشود، نقدشوندگی که حیاتیترین شریان هر بازار سرمایهای است، دچار اخلال میشود. بازار سهام یک سیستم پویاست؛ اگر با مداخلات مصنوعی اجازه ندهیم قیمتها در تعادل عرضه و تقاضای واقعی قرار بگیرند، در حقیقت ریسک را حذف نکردهایم، بلکه آن را انباشته کردهایم. این ریسک انباشته، دیر یا زود با یک شوک خبری تخلیه میشود؛ شوکی که معمولا با صفهای سنگین فروش، کاهش عمق بازار و خروج شتابزده سرمایهگذاران همراه است. به بیان دقیقتر، سیاستهای فعلی به جای مدیریت ریسک، عملا در حال انباشت ریسک هستند.»
سید محمدرضا اعلمی توضیح میدهد: «در چنین شرایطی، ریسکهای شدید منطقهای نیز به متغیری تعیینکننده تبدیل شدهاند. وقتی فضای سیاسی و امنیتی منطقه با ابهام، تنش یا احتمال تشدید درگیریها همراه است، افق تصمیمگیری سرمایهگذار کوتاه میشود و وزن تحلیل بنیادی در مقایسه با خبر و شایعه کاهش پیدا میکند. اینجاست که بازار به جای آنکه بر پایه ارزش ذاتی حرکت کند، در مدار واکنشهای سریع و بعضا افراطی میافتد. نادیده گرفتن این واقعیت، خطای تحلیلی بزرگی است. در فضای ریسکهای حاد ژئوپلیتیک، وظیفه نهاد ناظر، تشدید کنترلهای دستوری نیست، بلکه باید با تقویت شفافیت، بهبود زیرساختها و افزایش ابزارهای پوشش ریسک اجازه دهد بازار با هزینه کمتر و سرعت بیشتر خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.» این کارشناس بازار سرمایه معتقد است: «آنچه امروز در تالار شیشهای شاهد هستیم، ناشی از تصلب ساختاری است. ما به جای آنکه بر توسعه ابزارهای مشتقه، فروش تعهدی، ابزارهای پوشش ریسک و افزایش عمق بازار تمرکز کنیم، همچنان درگیر مدیریت صفهای خرید و فروش هستیم. این همان مدیریت مسکنگونهای است که به جای درمان ریشهای، تنها درد را برای مدتی کوتاه پنهان میکند. اما بازاری که دردش پنهان شود، درمان نمیشود؛ فقط با شدت بیشتری در آینده واکنش نشان میدهد.» در چنین فضایی، استراتژی پرتفوی نمیتواند تهاجمی باشد. این دیدگاه سید محمدرضا اعلمی است. او توضیح میدهد، «دورههای نااطمینانی شدید، بهویژه در حضور ریسکهای منطقهای و آشفتگی تصمیمگیری در سطح کلان اقتضا میکند که سرمایهگذار استراتژی تدافعی را در اولویت قرار دهد.
استراتژی تدافعی به معنای خروج کامل از بازار نیست، بلکه به معنای بازطراحی ترکیب داراییها بر اساس اصل بقا، حفظ نقدشوندگی، کنترل افت سرمایه و پرهیز از تصمیمهای هیجانی است.» اداره پرتفوی در این شرایط باید بر چند محور استوار باشد. سید محمدرضا اعلمی درباره این محورها میگوید: «نخست، افزایش سهم داراییهای کمریسکتر و نقدشوندهتر در سبد است تا سرمایهگذار در صورت تشدید شوکها، ناچار به فروش در بدترین زمان ممکن نشود. دوم، کاهش تمرکز پرتفوی بر سهمهای صرفا خبرمحور و کمعمق است، زیرا این دسته از داراییها در شرایط بحرانی، بیشترین آسیب را از صفنشینی معاملات میبینند. سوم، توجه بیشتر به شرکتهایی است که از منظر جریان نقد، سودآوری عملیاتی، ثبات فروش، نسبت بدهی و کیفیت ترازنامه در وضعیت قابل اتکاتری قرار دارند. در دوران ابهام، کیفیت دارایی مهمتر از هیجان بازدهی است. چهارم، نگهداری بخشی از پرتفوی در وجه نقد یا معادلهای نقد، نه نشانه ترس، بلکه بخشی از انضباط حرفهای است. نقد بودن بخشی از سبد، به سرمایهگذار این امکان را میدهد که در زمانهای اصلاح عمیق و شکلگیری فرصتهای معتبر، با دست بازتر تصمیم بگیرد. پنجم، حد ضرر، حد بازبینی و افق زمانی باید از پیش تعریف شود. پرتفویی که بدون سناریونویسی و بدون قواعد خروج اداره شود، در بازار خبرمحور عملا به اسیر احساسات روزانه تبدیل میشود.»، اما سرمایهگذار در این دوره باید چگونه رفتار کند؟ درباره این موضوع سید محمدرضا اعلمی میگوید:
«بیش از گذشته از رفتارهای تودهوار فاصله بگیرد. دنبال کردن شایعات، تعقیب صفها و تصمیمگیری براساس موجهای کوتاهمدت، بیش از آنکه سودآور باشد، سرمایه را در معرض استهلاک تدریجی قرار میدهد. بازار امروز بیش از هر چیز، انضباط، صبر، تنوعسازی و مدیریت فعال ریسک میطلبد.» این کارشناس بازار سرمایه تاکید میکند، «اگر اصلاحات ساختاری به تعویق بیفتد، بازار میان دو سرنوشت نامطلوب گرفتار خواهد شد یا انباشت تدریجی حباب در برخی داراییها یا فرسایش ممتد در قالب رکود طولانی و بیاعتمادی مزمن. بورس تنها زمانی به آرامش پایدار میرسد که سیاستگذار نگاه دستوری را کنار بگذارد و اجازه دهد مکانیسم قیمتگذاری، بر پایه تحلیل، رقابت و جریان آزاد اطلاعات عمل کند. اصلاح ریزساختارها، حذف تدریجی محدودیتهای ناکارآمد و توسعه ابزارهای پوشش ریسک، نه یک انتخاب تجملی، بلکه پیششرط بقای بازار سرمایه است.»
بازاری متلاطم
در هفتهای که گذشت، شاخص کل با سقوط بیش از ۴۰۰ هزار واحدی و افتی بیش از ۷ درصد، بخش مهمی از دستاوردهای اخیر خود را از دست داد و بار دیگر فضای نگرانی بر بازار سرمایه سایه انداخت. تشدید تنشهای سیاسی و نظامی، همراه با افزایش نرخ بهره بینبانکی از نگاه جمعی از تحلیلگران بازار سرمایه، دو عامل اصلی این عقبنشینی بودند که هم ریسک سیستماتیک را افزایش دادند و هم جذابیت بازار پول را در برابر سهام بالا بردند.
سهیلا نقیپور، تحلیلگر بازار سرمایه در گفتوگو با «اعتماد» وضعیت بازار سرمایه هفته جاری را چنین تحلیل میکند: «بازار سرمایه ایران در هفته جاری، یکی از متلاطمترین دورههای اخیر خود را پشت سر گذاشت. شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران که در هفته گذشته امیدوارکننده ظاهر شده بود، طی معاملات این هفته با ریزشی سنگین و قابل تامل مواجه شد.
بهطوری که این نماگر اصلی بازار، چیزی در حدود ۴۰۰ هزار واحد معادل بیش از ۷ درصد از ارزش خود را از دست داد و بار دیگر فضای احتیاط و نگرانی را بر تالار شیشهای حاکم ساخت. آنچه در نگاه اول به عنوان یک اصلاح طبیعی پس از یک رشد خوب به نظر میرسید، با هشدارهای جدیتری همراه شد و سهامداران را غافلگیر کرد.» او در جریان بررسی علل قرمزپوشی بازار سرمایه میگوید: «بهطور مشخص، دو عامل بنیادین و کلان اقتصادی را میتوان به عنوان مهمترین محرکهای ریزش ۷ درصدی شاخص کل در هفته جاری برشمرد. تشدید تنشهای سیاسی و نظامی در مناطق جنوبی کشور، به عنوان یک شوک برونزا، ریسک سیستماتیک را به شدت افزایش داد. این تحولات که عمدتا بر امنیت حمل و نقل دریایی و صادرات نفت متمرکز است، نگرانیهای عمیقی را در مورد ثبات درآمدهای ارزی کشور و تداوم زنجیره تامین ایجاد کرده است.» از نگاه این تحلیلگر بازار سرمایه، بدیهی است که در چنین شرایطی، سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی تمایل به کاهش ریسکپذیری و خروج از موقعیتهای پرریسک را در اولویت قرار میدهند. در کنار عامل سیاسی، تصمیم به افزایش نرخ بهره بین بانکی، فشار مضاعفی را بر بازار سهام وارد آورد. این اقدام که با هدف مدیریت تورم و کنترل نقدینگی صورت میگیرد، بهطور مستقیم رقابت بین بازار پول و سرمایه را تشدید میکند.
با جذابتر شدن بازدهی داراییهای بدون ریسک، تمایل فعالان بازار برای نگهداری سهام با ریسک بالا کاهش یافته و شاهد جریان خروج نقدینگی از بورس به سمت سیستم بانکی بودیم. این دو عامل در کنار یکدیگر، بهانهای منطقی برای فروشهای گسترده و اصلاح عمیق شاخص فراهم آوردند. در بررسی وضعیت فعلی بازار و پیشبینی روند هفته آینده، سهیلا نقیپور میگوید: این وضعیت نشاندهنده تداوم فضای احتیاطی و فشار فروش است. با توجه به دادههای موجود و تحلیل عوامل اثرگذار، سناریوی محتمل برای هفته پیش رو حاکی از آن است که از منظر تحلیل تکنیکال، شاخص کل با شکست سطوح حمایتی کلیدی خود مواجه شده است. میانگینهای متحرک کوتاهمدت روند نزولی به خود گرفته و سیگنالهای واگرایی منفی در نوسانگیرها مشاهده میشود. این امر نشان میدهد که قدرت خریداران برای مهار این ریزش تحلیل رفته و بازار احتمالا به کفهای پایینتری دست خواهد یافت مگر اینکه محرک قوی و ناگهانی برای تغییر روند ایجاد شود. حجم معاملات نیز در روزهای پایانی هفته با کاهش چشمگیری همراه بود که خود نشان از عدم اقبال به ورود پول جدید دارد. این تحلیلگر بازار سرمایه میافزاید: فضای روانی بازار به شدت تحت تاثیر ابهامات سیاسی قرار گرفته است و شاخصهای سنجش ترس و طمع نشان میدهد که بازار در منطقه ترس قرار گرفته است. با توجه به احتمال ادامه تنشهای نظامی در هفته آینده و همچنین تاکید مقامات پولی بر سیاست انقباضی و افزایش ۵ درصدی نرخ بهره بین بانکی، به نظر نمیرسد بازار سهام با موج تقاضای خاصی روبهرو شود.
سرمایهگذاران ترجیح میدهند منتظر شفافیت بیشتر در متغیرهای سیاسی و اقتصادی بمانند. سهیلا نقیپور پیشبینی میکند: «اگرچه در برخی روزهای هفته آینده احتمالا شاهد توقف موقت روند نزولی و حتی تشکیل کفهای قیمتی جدید باشیم، اما این تعادلها به هیچوجه به معنای پایان ریزش یا شروع روند صعودی پایدار نیست. اجماع تحلیلگران بر این است که تا زمانی که ریسکهای ژئوپلیتیک و پولی برطرف نشوند، بازار سهام در وضعیت منفی و بازدهی آن تحتالشعاع بازارهای رقیب باقی خواهد ماند.»
هفته پرچالش بورس
بورس تهران در هفتهای که گذشت، پس از چند ماه بازدهی امیدوارکننده، ناگهان در مسیر نزولی قرار گرفت و تحت تاثیر تشدید ریسکهای سیاسی و امنیتی، یکی از سختترین هفتههای خود را پشت سر گذاشت. افزایش نگرانیها درباره تنشهای میان ایران و امریکا، فضای احتیاط را بر معاملات حاکم کرد؛ بهگونهای که بسیاری از سرمایهگذاران از خریدهای جدید عقبنشینی کردند و فشار فروش در اغلب نمادها افزایش یافت.
در جریان بررسی وضعیت بازار این هفته بورس، «اعتماد» با امیرعباس باقری، کارشناس بورس هم گفتوگو کرد. از نگاه باقری، در هفتهای که گذشت، بازار سرمایه برخلاف انتظارات، نتوانست روند مثبت ماههای اخیر خود را حفظ کند و یکی از دشوارترین هفتههای خود در هفتههای گذشته را پشت سر گذاشت. این در حالی است که طی دو تا سه ماه اخیر، بورس تهران توانسته بود با ثبت بازدهی مناسب، فضای امیدوارکنندهای را برای سرمایهگذاران ایجاد کند و بسیاری از نمادها پس از مدتها وارد مسیر رشد شده بودند. اما افزایش دوباره ریسکهای سیاسی و امنیتی، شرایط بازار را به شکل محسوسی تحت تاثیر قرار داد.
مهمترین عامل فشار بر بازار در هفته گذشته، از دید این کارشناس بورس، تشدید تنشهای سیاسی و بازگشت نگرانیها درباره درگیریهای نظامی و افزایش اختلافات میان ایران و امریکا بود. این اتفاق موجب شد فضای احتیاط بر معاملات حاکم شود و بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران ترجیح دهند از خریدهای جدید خودداری کنند یا بخشی از داراییهای خود را به فروش برسانند. نتیجه این شرایط، افزایش فشار عرضه در بسیاری از نمادها و عقبنشینی شاخص کل از سطوح قبلی بود. شاخص کل بورس که پیش از این موفق شده بود به کانال ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی نزدیک شود؛ در جریان معاملات این هفته با افت محسوسی همراه شد و به زیر محدوده ۴ میلیون و ۹۰۰ هزار واحد بازگشت. این وضعیت از منظر روانی نیز به گفته امیرعباس باقری، اهمیت بالایی دارد، زیرا از دست رفتن یک کانال مهم میتواند بر انتظارات فعالان بازار در کوتاهمدت اثر منفی بگذارد و احتیاط معاملهگران را افزایش دهد. او میگوید: همزمان با افزایش ریسکهای سیاسی، بازار ارز نیز واکنش قابل توجهی نشان داد و نرخ دلار در بازار آزاد به بیش از ۱۸۸ هزار تومان رسید. رشد قیمت ارز اگرچه در بلندمدت میتواند برای برخی صنایع صادراتمحور یا شرکتهای دارای داراییهای ارزی مزیتهایی ایجاد کند، اما در شرایط فعلی بیشتر به عنوان نشانهای از افزایش نااطمینانی اقتصادی تلقی شده و اثر روانی آن بر بازار سهام منفی بوده است. با تمام این وجود، از نگاه امیرعباس باقری، بازار در هفته گذشته خالی از نکات مثبت نیز نبود. گروههای دارویی و غذایی نسبت به بسیاری از صنایع دیگر عملکرد بهتری داشتند و توانستند تا حدی از فشار فروش فاصله بگیرند.
ماهیت تدافعی این صنایع باعث شد در شرایط افزایش ریسک، بخشی از نقدینگی به سمت این گروهها حرکت کند و عملکرد آنها نسبتا قابل قبول باشد. او میگوید: از سوی دیگر، اگرچه در مقاطع مختلف هفته شاهد تشکیل صفهای فروش سنگین در بسیاری از نمادها بودیم، اما یکی از نکات امیدوارکننده، حفظ نسبی قابلیت نقدشوندگی بازار بود. بخش قابل توجهی از صفهای فروش در طول معاملات جمعآوری شد و سرمایهگذاران در اکثر نمادها امکان انجام معامله را داشتند. هرچند در پایان برخی روزهای معاملاتی بار دیگر صفهای فروش در تعدادی از سهمها شکل گرفت، اما نسبت به دورههایی که بازار با قفل شدن معاملات مواجه بود، وضعیت نقدشوندگی شرایط بهتری داشت.
این تحلیلگر بازار بورس در ادامه درباره صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا صحبت میکند و میگوید: صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا یکی از بهترین هفتههای خود را سپری کردند. افزایش قیمت طلا و رشد نرخ ارز باعث شد این صندوقها با استقبال مناسبی از سوی سرمایهگذاران مواجه شوند و بازدهی قابل توجهی را به ثبت برسانند؛ موضوعی که نشان میدهد در دورههای افزایش ریسک، بخشی از سرمایهها به سمت داراییهای امنتر حرکت میکند. امیرعباس باقری در مجموع میگوید: بورس تهران هفتهای پرچالش و تحت تاثیر متغیرهای سیاسی را پشت سر گذاشت. در صورتی که در روزهای ابتدایی هفته آینده خبر یا تحول مثبتی در حوزه سیاست خارجی و کاهش تنشها منتشر نشود، احتمال ادامه فضای احتیاط و تداوم نوسانات منفی در بازار سرمایه همچنان وجود خواهد داشت. از این رو، روند معاملات هفته آینده بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و چشمانداز ریسکهای پیش روی اقتصاد کشور وابسته خواهد بود.